پــــ♥ــرنیاپــــ♥ــرنیا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره

پــــــــ♥ـــــرنیا....موهبت الهـــــ♥ـــی

♡♡♡تقدیم به همسر عزیزم♡♡♡

زیباترین ماه برای من ماه مهر  روز تولد عزیزترینم همسر عزیزم : دستانم را به سوی آسمان بلند می کنم و برايت دعا می کنم : دعا می کنم که هيچ گاه چشمهای تو را در انحصار قطره های اشک نبينم دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببينم دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دريا و بوی بهار را دارد هميشه از حرارت عشق گرم باشد برايت دعا می کنم که گلهای وجود نازنينت هيچ گاه پژمرده نشوند ٬ برای شاپرکهای باغچهء خانه ات دعا می کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند . من برای خورشيد آسمان زندگيت دعا می کنم که هيچ گاه غروب نکند   ...
29 آبان 1392

♡♡♡قالب جدید وبلاگ پرنیا وروجک♡♡♡

سلام وروجک من چند ماهی بود که می خواستم برات یه قالب جدید درست کنم و  طرح بالاش رو خودم طراحی کنم که بالاخره وقت پیدا کردم و عکسش رو طراحی کردم و دادم به خاله عسل قالبش کرد دست گلش درد نکنه از همین جا ازش تشکر می کنم مسی مامان اسال و 9 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 33 دقیقه ...
29 آبان 1392

♡♡♡عروسک من 21مین ماهگرد زمینی شدنت مبارک♡♡♡

به نام آن والایی که شعله عشق را در فانوس سینه پر مهر مادری روشن نمود و بارور ساخت. عروسک قشنگم پرنیا کوچولوی نازم باورم نمیشه که   ماهه پا به دنیای ما گذاشتی و با وجودت زندگیمون رنگ و بوی دیگه ای گرفت هر چی میگذره شیرین وشیرین و شیرین تر می شی باهر خنده ای که می کنی هزاران گل امید تودل من وبابایی جوانه می زنه و باهر شیرین زبونی که می کنی کلی دلمون رو می بری وقتی صبح بیدار میشی و می گی مامان انگار همه ی دنیا مال منه وقتی دستای کوچولوت رو دور گردنم حلقه می کنی مامایی رو بوس میکنی نمی دونم کدوم واژه ای رو برای برای ابراز دوست داشتنم بکار ببرم چون دوستت دارم در برابر مهری که نسبت به تو در دلم دارم خیلی کمه  و خدارو ...
29 آبان 1392

♡♡♡Happy Birthday mojtaba jan♡♡♡

 صدای یک پرواز، فرود یک فرشته، آغاز یک معراج، وشروع یک زندگی تولدت مبارک سلام وروجک مامان وبابا دیشب رفته بودیم شیرینی خوران پسر عمو فتح الله که اون جا یه دختری چرخ و فلک می زد و می رقصید چند دقیقه بعدش شما رفتی تو اتاق و خم می شدی رو دستات و یه پات رو می آوردی بالا و می خواستی همین کار رو تکرار کنی ایندر همه خندیم که نگو آخر بار هم یه تا از گوشوارت گم شد و خودت گوشت رو دست گذاشتی و بهم نشون دادی و جالب اینجا بود که توهم اینقدر نگران بودی و همینطور یه چیزی می گفتی رو تند تند راه می رفتی وخلاصه با کلی جست وجو پیداش کردیم ووقتی رسیدیم تو کوچه ی خودمون عمو مجید بهت گفت یه بوس بده شما سریع لپتو آوردی جلو گفت یکی اونور دوباره هم...
29 آبان 1392

♡♡♡نبوده،نیست ،نخواهد بود عزیزتر از تو کسی برای من♡♡♡

     وباز هم روزت مبارک کودکم ، عزیزکم ،نفسم پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرنیای من   با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی ! خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام … تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت : دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !      کـــــــــــــادوی مامان وبابا به کودک نازمون دخـتــر کـه بــاشی میـدونـی اولــــیـن عشــق زنـدگیـت پــدرتـه دخـتـــر کـه بــآشی میـدونـی محکــم تــریـن پنــاهگــاه دنیــا آغــوش گــرم پـــدرتـه دخـتـــر کـه بــاشی م...
29 آبان 1392

♡♡♡پرنیا وروجک عاشق لوازم آرایش مامان♡♡♡

انگار دخترا توخون شونه که لوازم آرایش مامانا رو بردارند و بکشند به صورتشون وای پرنیا من این کارو یه بار انجام دادم و تو آآآآآآآنی یاد گرفتی چند شب پیش خونه مامان جون بودیم رفتی رژ مامان رو برداشتی و شروع کردی روی لبای آقاجون بکشی مارو بگو اینقدر خندیدیم بعدش هم هر کی تو اتاق بود براش رژ زدی منتظری من لامپ اتاق رو روشن کنم و بدوی سراغ میز مامان اینم یکی از شیرین کاری هات که بابا مجتبی ازت عکس گرفت شکار لحظه ها               قربونت برم گــــــــــــــــوگـــــــــــــــولیِِ ...
29 آبان 1392